Machine transcription
(۷۲)
مرگ اوراجنبانیده به حیات افگنده است. من واو روبرو
شده ایم ، قلبهای ما باهم مواجه شده اند .
—۸۳—
آن زن در دامن تپه، در کنار کشتزارجواری، نزديك چشمه ایکه
آبهای خندان آن در سایه های آرام درختان سالخورده روان
است، زندگی میکرد . زنان برای پر کردن کوزه های خویش
بدانجامی آمدند. رهگذران آنجادم می گرفتند و صحبت میکردند.
آن زن هر روز آنجا کارمیکرد و با آهنگ آنچشمه خرو شنده
ناروپاهای خود محشور بود .
شامگاهی،مسافری، از فراز بلندی ایکه با ابر پوشیده بود،
فرود آمد . موها یش چون مارهای خمار آلود بهم پیچیده
و آویخته بودند .
بحیرت پرسیدیم:«تو کیستی؟» خموشانه در کنار آن چشمه
خروشان نشست و به کلبه ایکه کـه آن زن در آن می زیست
به سکوت نگاه کرد . دلهای ما از هراس برشد . چون شب آمد
بخانه بر گشتیم .
بامداد، چون زنان به آن چشمه، نزديك در ختــان «دیودر»
برای آب گرفتن رفتند درهای کلبه آن زن را فراز یافتند اما
آواز اوشنیده نه می شد . آن روی خندان او را چه شده بود ؟
کوزهٔ او تهی روی زمین دیده می شد. چراغ او سوخته بود .
هیچکس نمیدانست، پیش از آنکه بامدادفرارسد، بکجافرار
کرده بود.آن مسافر نیز رفته بود .
رساله باغبان بنجمهـ مبلد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
