Machine transcription
(۷۱)
—۸۲—
امشب باید بازی مرگ را باهم بازی كنیم: من و عروس من. شب سیاه و ابرها متلون هستند. امواج بحر دیوانه و خروشان اند. ما بستر روءیاها و خوابهای خود را ترك كرده ایم. در را باز گذاشته و برون آمده ایم : من و عروس من .
روی غوز قرار میگیریم. بادهای طوفانی با حركتی وحشیانه و جنون آمیز ما را حركت میدهند .
عروس من با ترس و سرور تكان میخورد و خود را بسینة من نزدیك می كند عمریست كه من به نوازش وی پرداخته ام . برای او بستری از گل درست كردم . غرفه ها و در را بستم تا روشنی های تیز چشمان او را آزار نكند .
به مهر و آرامش او را بوسیدم . بوسة من بر لبهای او بود. آهسته باو سر گوشی كردم تا از خنده اندكی ناتوان شد . در غبار مبهم شیرینی و مهر مستور شده بود .
اورالمس كردم: این حركت مرا جوابي نداد . برای او سرودم : نغمات من نتوانست او را بیدار كند .
امشب، از بین وحشت، صدای طوفان بما رسیده است .
عروس من بخود لرزیده و جابجا بپا ایستاده است . دست مرا گرفته و بیرون آمده است .
موهای او در نسیم بازی میكند . نقاب او بلرزه درآمده است. گلهای او روی سینه اش حركت میكند . صدای خفیفی ازان شنیده میشود كه از حركت برگها و كسلبرگها پیدا میگردد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
