Machine transcription
(٥١)
من در برابر توخم میشوم و چراغم را می بردارم تا راه ترا
روشن سازد .
-٦٢-
باری در راه غبار آلود رؤیا براه افتادم تا محبوبه ای را
که در روزگار گذشته ازان من بود جستجو کنم .
خانه او در انجام کوئی بود، کناره و تنها که کمتر کسی از ان
راه می گذشت .
هنگامیکه نسیم شامگاهان میوزید طاوس دست پروردۀ
او روی چوبی که برای او بود نشسته و خواب آلود مینمود .
کبوترهای زیبای او در گوشۀ دیگری خاموش بودند .
چراغش را پهلوی در گذاشت و پیش روی من ایستاد .
چشمان قشنگ و بزرگش را بروی من برداشت و بخموشی
پرسید : «عزیز من خوب هستی ؟ »
من کوشیدم به او پاسخ بدهم . ولی گفتار را فراموش
کرده بودیم .
هر چند اندیشیدیم نتوانستیم نامهای یکدیگر مانرا بیاد آریم .
قطرات اشك در چشم او درخشید . دست راستش را بمن دراز
کرد . من آنرا گرفتم وخموش ایستادم .
نسیم شامگاهی شعله چراغ ما را بلرزه درآورد و آنرا کشت .
-٦٣-
ای مسافر آیا باید بر وی ؟
شب هنوز تاريك است . هنوز جنگل حجلهٔ ظلمت های
مخفی است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
