Machine transcription
(٥٢)
چراغهای خانه مهتابی ما روشن هستند . گلها تازه وچشم
های پر از جوانی هنوز بیدارند .
آیا وقت آن در رسیده که تو باید از ما جدا شوی ای مسافر
آیا باید خواهی نخواهی بروی ؟
ما پاهای ترا با بازوهای که آغوش ما را بر روی تو باز کرده
است نه بسته ایم .
درها به روی تو باز هستند . اسپ تو آراسته و آماده پهلوی
در ایستاده است .
چیزیکه ما برای باز داشتن تو کرده ایم، و خواسته ایم بدان
شیوه ترا نگذاریم بروی ، سرودهای ما بیش نیستند .
اگر ما کوشیده ایم ترا از رفتن باز داریم اینکار را جز
با نگاه های خود نکرده ایم .
ای مسافر ما توان آنرا نداریم که ترا نزد خود نگهداریم .
ما را جز چند قطره اشك چیزی نیست .
این چه آتش خاموش ناشدنی است که در چشمان تو میدرخشد؟
این چه تب و تاب است که در خون گرم تو سیر میکند ؟
این چه صدائی است که از دل ظلمت بر میخیزد و ترا میخواند
که بر وی ؟
این چه سحر خوفناکی است که تو خطوط مجهول آنرا در بین
ستارگان آسمان میخوانی ؟ شب با چه پیام نهانی و راز مخفی
بسکوت وحیرت در قلب تو داخل شد؟
اگر تو بزم سرور را دوست نداری و بدان نمی پردازی، اگر
رساله باغبان پنجاه جلد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
