Machine transcription
(٤٦)
نمیدانم توجه بنداشتی و دم در چشم براه کی بودی .
روشنی برق آسمان چشمان منتظر پاسبان ترا خیره میساخت .
چطور میتوانستم بدانم که میتوانی مرا درین تاریکی ببینی؟
نمیدانم توجه بنداشتی .
روز بپایان رسیده است . باران چند بار ایستاد .
من سایه این درختی را که در گوشه باغ تست میگذارم .
اینجای را ترك میکنم ، دیگر روی سبزه ها نمینشینم .
تاريك شده است درت را ببند. من سر از راه خویش میگیرم.
روز بپایان رسیده است .
— ۵۴ —
درین شام تاريك، کجا می شتابی؟ بازار باز نیست .
درین ناهنگامی، سبدت را برداشته کجا میخواهی بروی؟
همه بابار ومتاع خویش بخانه رفته اند. ماه از بین درختان
دهکده سر بیرون کرده است .
انعکاس صداهائیکه رهگذر را جستجو میکنند از آبهای تاريك
برخاسته و بدر یاچه دوریکه مرغان آبی دران بخواب می روند
سیر میکند .
درین ناهنگامی که بازار بسته شده است باسبد خویش کجا می شتابی؟
خواب، انگشتانش را برچشم گیتی نهاده است .
آشیانه زاغها ساکت و زمزمۀ شاخسار با نس خموش شده است.
کار گران از کشتزار بخانه رفته و بوریاهای شانرا در حیاط
گسترده اند .
باسبد خویش کجا می روی ؟ بازار بسته شده است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
