Machine transcription
(۲۳۰)
دوران که عصر
خصوصا بهم پیوسته می یابیم که درین اوان قدری نامانوس
معلوم میشوند ولی سبب اینست که از محاورات روزمرهٔ آن
دانسته نمیکنیم
زمان بخوبی واقعیتی نداریم . ؎
دل بسی بردهٔ نکو بشناس آنکه مجروح ترا زان من است
صبح روی تو بدینسان که برآمدامرو نیست امکان که چوصبح خرد تا شام کشد
لبی دنام رخت ہر یکی بلای دلیست یکی دلم چه کند جانب کدام شود
گفتم ایدل مرو انجا که گرفتار شوی عاقبت رفت بهمان گفته من پیش آمد
خلقی براه منتظر جان سپردن اند ای ترک نیم مست عما نر اکشیده
بوسه گفت و زبان گردانید خود میگوید وی می گرداند
بوی خوشم آید از تو در جیب گل داری و یا همین است بویت
خشک سالیست درین عهد وفار استگی زان جواگر تو میآئی باران چون است
ای کلامت بنمک صد تنگ شکر چیزی کل با تو نیماند در حُسن مگر چیزی
گویم غم و دردم بین گوئی که بترخواهم بسم الله اگر خواهی بن هر دو بترچیزی
می باشد
چوسبزه خویش با خط تو خواند جانان که کل ز خنده برخاک و فندغنچه شکم گیرد
دلم میخواستی برهم عنای بهر چنان دیدی مرا میخواستی رسوا بحمدالله که آنهم شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 235 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00235.jpg)