Machine transcription
از بسکه اشک ریخته از چشم تر مرا
دل آب شد چو اشک فتاد از نظر مرا
در گلشن فراق تو هر صبح نو بهار
شوید چو لاله چهره بخون جگر مرا
زین پس پناه بخانه زنجیر میبرم
از با فتاد خانه چو زین چشم تر مرا
بر گلشن است بگذرت هر سحر چو باد
پر خار گشت سینه ازین رهگذر مرا
خواهم طواف گلشن کوی ترا کنم
ور نه چه حاجتست باین بال و پر مرا
در دل بسان ناوک پر زهر میخلد
نی او اگر دهن بتجلی شکر مرا
یکبار دست بر سر ما میتوان کشید
تاکی بسان سبزه کنی پای سر مرا
تیرم زدی و در هوس زخم خنچرم
افتاد کار بخیه بر زخم دگر مرا
دشنام تلخ و عشوه شیرین ادای او
طرزی بکام جان شده چون گلشکر مرا
جواب ناصر علی
از بس فشرده دست غم او ز پا مرا
مانند نقش پا نبرد کس ز جا مرا
از شرم رنگسازی خود آب میشوم
باشد چو شمع گردش رنگ آسیا مرا
فریاد چون سپند ز پرتم جدا نکند
ایکاش همچو سرمه نبودی صدا مرا
بر عمر رفته سوده ام از بس کف افسوس
شد استخوان ز درد به تن توتیا مرا
از بسکه با قبول بود رنگ کاهیم
از خاک هم بخود نکشد کهربا مرا
امداد غیر بر دل من بار محنت است
سخت بد است سایه بال هما مرا
خون میخورم چو غنچه و زان غم نمیخورم
شد قسمت این نواله ز خوان قضا مرا
پیری مرا چو چنگ بفریاد آورد
از قامت خمیده رساند نوا مرا
تا سر کشیده ایم کجاکم نشانده است
پامالیست حاصل نشو و نما مرا
چون گل بباد رفت گریبان طاقتم
شد جیب صبر چاک زدست قبا مرا
طرزی دلم چو آئینه حیران دیدن است
باشد و صالش از دو جهان مدعا مرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
