Machine transcription
سواد شهر شبم هجوم طفلانست حریف مردم دیوانه کرده اند مرا
زسوختن دلم ای همدمان مترسانید که پیش شمع تو پروانه کرده اند مرا
نگاه کرشمه چشم سیاه سرشارش خراب باده مستانه کرده اند مرا
زحرف بیخودی و مستیم جهان پر شد برای خواب تو افسانه کرده اند مرا
به پیش قلقل مینا و خنده ساقی خمشو چون لب پیمانه کرده اند مرا
نه شیخ شهر شناسم نه محتسب دانم چه عاقلی است که دیوانه کرده اند مرا
بدام شوق تو از دام و دانه آزادم اسیر طره جانا نه کرده اند مرا
زسوز عشق بتان واقفانه طرزی گفت برت کعبه که بتخانه کرده اند مرا
جواب واقف
در غمت میدمند پند مرا کی بود پند سودمند مرا
پیش چشم حسود بد بینت سوخت شوق تو چون سپند مرا
مردم چشم شیر گیر تو باز پوست کرد هم چو گوسفند مرا
هم چو خال رخ تو ید قضا بر سر آتش او فگند مرا
بودم آزاد از گرفتاری زلفت افگند در کمند مرا
کوه چون کر مه از صدا افتد میشود ناله چون بلند مرا
ران بچشم چو مرد یک بنشست هست خال تو دل پسند مرا
مژه ای درار و لدوزت بازی بازی همیگند مرا
سر خوش چشم مست یارم من ساقیا می بده دو چند مرا
گر چه کامم ززهر تلختر است شعر شیرین بود چو قند مرا
نالهائی دل حزین طرزی هم چو نی کرد بند بند مرا
جواب واقف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
