Machine transcription
۴۳۵
از جام دانم چه کشیده است حصراب
معشوق ندارد بخطر شورش عاشق
زنجیر زلف ترا دید چو طرزی
کرذات او در و زبان ساخته قلقل
گل را چه غم از سوز دل ناله بلبل
زان سلسله گردید گرفتار تسلسل
به طرز بیدل در قندهار گفته
با تیغ تو گوئیم سخن در پس پل
صد بار بخون جگر از یاس طپیدم
خون میچکد از تیغ تو بر شهر باطش
در پیش دم خنجر بیداد نگاهش
بر ناله و کل کی نگرد عاشق بیتا
تا برق دم تیغ تو خندید بحالم
آبم تو خورشید دم خنجر نازت
طرزی بدلت هیچکس تیغ رضا است
مرغ دل ما را است وطن در پس پل
تا جای گرفتم چو شکن در پس پل
پیغام مگر برده رسن در پس پل
سازید تر اسینه کفن در پس پل
دار در خیال تو وطن در پس پل
از اشک سمت است عدن در پس پل
بر خون چو فستین منت من در پس پل
مانند پشس کیم وطن در پس پل
بر طبق بیدل در قندهار گفته
بکنم جعد بگویش دل اسیر این فرمندهای گل
لب خنداب زانه چو گلچن کشاد پگنت کو
رمین دهم هوا پرم دل سوس کجا برم
چونکنه خار جفا صبا بدل شکسته خنچها
سدم بکوش دل این سخن ز هجوم تنگی این چمن
من بینوای ترانه کو بخیال تیغ خیال او
دل داغدار خون اثر چو دم زرستی خود حسد
نه بوی سبزه فتاده کل که نسیم باد سحر کسان
که بهار بسته ز بیخودی بطلسم خنده نمای گل
که کررسید خیال او که سبا دیزده قبای گل
همه تن چوسایه جبین شوم که به پیم زپای گل
بچو دلخوشی بچکن روم من بینوای بوی گل
که شکست تاک رخ سمن ز صدای امدن پای گل
چو طپم بخون جگر بگو دل بلبلان جلای گل
تو درین بهار خزان اثر چه طمع کنی ببقای گل
بره قدوم خیال او گلچن کند ز دای گل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
