Machine transcription
بجای می چکد یاقوت از جام دلم طرزی
اگر عکس لب ساقی بجشم ساغر افتد
از شعرها سمی که اول بر زبان جاری شده است
بر حسن بخال کنج لب یار کی رسد
یک نقطه است خال بسبیار کی رسد
سرو بآن یار بسی راهراضی است
فهمیدنش بسجده دستار کی رسد
گر قد یار من بچمن جلوه گر شود
دیگر بسر وحاجت رفتار کی رسد
زنجیر زلف یار بعاقل نمی رسد
فیض جنون بمردم هشیار کی رسد
طرزی هرا که دید رخ خوب آن نگار
دیگر بخاطرش گل و گلزار کی رسد
تمام غزل در صفت تیغ ابرو در کابل گفته
چشم مستت چواز ابرو رخت تیغ کشید
زنگ از عارض خورشید جهاتاب پرید
گفت این تیغ دودم کار فرنگست فرنگ
هر که آن تیغ دو ابروی سیه تاب بدید
طوطی از مار کشاید پر حشرت بچمن
یا که شاطه برا بروی کجت وسمه کشید
تا که از گوشه برقع بنمودے ابرو
پیش ابروی تو محراب به یوار خزید
گرچه ابروی کجت شکل کمان دارد لیک
بدلم گوشه ابروی تو چون تیر خلید
تیغ ابرو بنما تا که فشانم دل و جان
دلم از حسرت زخم تو چوبسمل بطپید
من کجا دیده برا بروی کجت باز کنم
یاد ابروی تو چون سینه صدپاره بدید
چین ابروی خود از ناز چو چیدی ای شوخ
جو هراز بیم شمشیر تو بر خویش تپید
بسکه تیغ تو چو ابروی تو خونریز افتاد
جای آب از دم شمشیر تو خاب بچکید
عاقبت کشته ابروی تو گردید دلم
طپش شوق مرا نا بدم تیغ کشید
یاد ابروی دی از سرمدر افگن طرز
رو مزن چرخ مگر چون تو سبر کس ندید
از طبع خود در قندهار گفت
کسی که بر گل گلزار عارض تو بدید
زمیر پنجه بختش نکو چو خار خلید
دلبند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
