Machine transcription
بمان شانه صد زخم ار بخورم از چنگ کدرنی
ز بس صد جا بدل مهر از لبش ریشهادارد
ز دندان مدعا طرزی مجو زیرا که میدانم
اگر شام سر زلفش مرا روزی بدست افتد
اگر یکتار مو بندی بدل صد جا شکست افتد
لب نان قرص خورشید است هر بی سر کجا افتد
جواب بدر جاج در قندهار گفته
گر پرده ز رخسار تو ای ماه برافتد
وصف لب شیرین تو هرگه که کنم سیر
با این قد اگر سوی گلستان گذر ار
زین آه دمادم که کشد سوز درونم
تا بر دهن خویش زدم مهر خموشی
باز آبنما شای سخن گفتن آن لب
در دیده خونبار دو نیم است نگاهم
هر ناوک نازی که و از شست کشاد
طرزی سخن خویش چو بر صفحه نویسی
خورشید برقص آید از چرخ در افتد
حرف دستم بین که بعرج شکر افتد
ترسم که نو بخرامی سرو از کمر افتد
در مزرعه چرخ مبادا شرر افتد
جای سخنم چون صدف از لب گهر افتد
گر از صدف لعل ندیدی دُرر افتد
موی کمرت بسکه مرا در نظر افتد
آن تیر مرا تا پر اندر جگر افتد
در پیش صف مورچه کوئی شکر افتد
تتبع حسن بخش الکان عبد الرحمن جان
از بس ز جگر بحای اشک از چشم رم افتد
پندار از ان پیش رخش بی ما له میسوز
چسپید چنان کو به که از یک یاز می آید
کش نقاش تصویرم که اندود پیکس کرم
اگر پای صبا شد در حنا از اشک گلگونم
سمند تار اگر تازد بمیدان سرافرازی
سراپا دیده شد زخم دلم چشم از وفاکشها
زانشک اتنشین تبم شرر در بسترم افتد
مبادا گر فغان برداشت خاکسترم افتد
بنی ام تا از این گفتگو کی با درم افتد
گر عکس قلم بر نقش جسم لاغرم افتد
که گویم رو بکوی یار بر خاک در م افتد
چو گوی اندر خم چوگان ادان دیم سرم افتد
گر ان مژگان دل شاید که تیر دیگرم افتد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
