Machine transcription
(٦٣)
دود بخور پیوسته قلب مرا در پیچ و شکن های سنگین خویش
می پیچید . بیخوابانه مثال ها وصوری در خطوط در هم وبرهم
نگاشتم : اسپان بالدار ، گل هائیکه چهره انسان داشتند ،
زنانیکه پیکر ایشان مانند مار بود .
هیچ چیزی دران نبود که دران نفس مرغان ، زمزمه برگها
و یا سرود روستائیان کارگر گنجیده بتواند .
تنها صدائیکه در گنبد آن می پیچد آواز طلسمی بود که
من دران افسون شده بودم .
قلب من مانند شعله تیز وآرامی بود . احساسات من
در جذبات مغروق بود .
نمیدانم زمان چگونه سپری میشد تا آنکه بر این معبد درخش
فرود آمدو دردی مانند نیش در قلب من درآمد .
چراغ زرد وشرمنده شد . نگارهای دیوار مانند روباههای
که بزنجیر بسته شده با شند با نگاه های که مفهوم نداشت،
در پرتو یکه خود را میخواستند در سایه آن پنهان کنند،
دیده می شدند .
به صور تیکه در جای بلند بود نگاه کردم دیدم میخندد:
به تماس زنده کننده معبودی زنده شده بود .
شبی را که اسیر کرده بودم بال کشود . از نظر پرواز کرد
و نا پدید گردید .
-٧٣-
ای مادر صبور،ای خاك تيره! ثروت و غنای بیکران از ان تو نيست.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
