Machine transcription
(٦٢)
قسمت من چندان مرا فریب نداده و همه چیز مرا نگرفته است.
*
شب تاریکتر میشود . راه تنها ست . کرمکهای شب تاب در بین برگها میدرخشند .
تو کیستی که باقدم دزدانه در پی من افتاده ای ؟
میدانم . تو میخواهی که دارائی مرا بدزدی . من ترا ناامید نخواهم ساخت . زیرا من هنوز چیزی دارم . قسمت من همه چیز را از من نستانیده و مرا چندان فریب نداده است .
*
نیم شب بخانه میرسم : دست من تهیست .
تو با چشمان مشتاق در آستان خانه ام انتظار مرا داری . خموش و کم خواب هستی .
مانند پرنده بیدلی باعشق وجذبه بسینه من پرواز میکنی.
آری! آری ، خدایا ! هنوز بسیار چیز نزد من باقیست . قسمت همه چیز را از من نربوده و مرا چندان فریب نداده است .
-٧٢-
بارنج روز معبدی آباد کردم: نه در و نه دریچه داشت. دیوارهای آن باسنگهای بزرگ و صخره های عظیم بلند شدند .
همه چیزهای دیگر را فراموش کردم . همه دنیا را از نظر افگندم وازان دوری جستم . با نگاهی مجذوب به سوی نقش و صورتی که در جای بلند نگاشته بودم دیدم .
شبها همه شب این معبد به چراغی که از روغن های معطر افروخته میشد روشن میگردید .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
