Machine transcription
(٥٩)
زندگی ما کوتاه است . تنها چند روزی برای عشق
ورزیدن بما داده میتواند و میدهد .
اگر این چندروز برای کار ورنج بماداده میشد، خیلی دراز
و بیپایان میبود.
ای برادر این را بخاطر بسپار و شادی کن .
زیبائی شیرین و گرامی است، زیر رقص او با آهنگ زندگی
گذران ما هماهنگ است.
دانش گرانبهاست زیرا ما هرگز وقت کافی نداریم که
آنرا کامل بسازیم .
تمام چیزها در بهشت جاودان انجام مییابند .
ولی گلهای فریبنده خاکدان دنیا همواره دور از نسیم مرگ
تازه و باطراوت میمانند.
ای برادر این را بخاطر بسپار و شادی کن.
-٦٩-
من آن گوزن زرین را میجویم و در پی او در تلاش هستم .
دوستان من ! شما تبسم خواهید کرد مگر من شبحی را که نظر مرا
فریب میدهد در پی میافتم .
روی تپه میان وادیها سیر میکنم و میشتابم . در زمینهای
بینام آواره میگردم . آن گوزن زرین را میجویم .
شما ببازار میائید: میخرید و با آن بخانههایتان بازمیگردید.
ولی مرا طلسم بادها ئیکه خانه ندارند افسون کرده است .
نمیدانم این سحر چه وقت و در کجا برمن فرود آمد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
