Machine transcription
(٦٠)
باکی در دل خود ندارم .هستی خود و آنچه دارم ، همه را
پشت پازده وفرو گذاشته ام .
روی تپه ها و میان وادیها سیر میکنم . در سرزمینهای پهنا م
آواره میگردم: آن گوزن زرین را می جویم .
-٧٠-
بیاد دارم که زمان کودکی کشتی کاغذی خود را در آب انداختم .
یکی از روزهای تابستان بود. من در بازی خود تنها و شادمان
بودم . کشتی کاغذی خود را در آب رها کردم.
ناگهان ابر های طوفانی تیره شدند . بادهای تند برخاستند
باران فراوان فرود آمد .
از آبهای گل آلود جوی ها جاری شدند . جوئی را که
کشتی من دران میرقصید مست ساختند. کشتی من غرق شد.
پندار سختی دل و خیال مرا فشار داد . پنداشتم طوفان برای
غرق کردن کشتی سرور من نازل شده است و کینهٔ سخت آن
تنها برای من است.امروز روز تابستان خیلی دراز است . من به
آن بازی هائی که آنرا باخته بودم سر گرم هستم و زمان را
طی می کنم .
بخت خود را از کاینات و باز بهائی که با من میکرد ملامت
میکردم که ناگهان آن کشتی کاغذی من بیادم آمد .
-٧١-
هنوز روز بپایان نرسیده است ولی نمایشگاه بسته شده است.
بازار نمایش که در کنار دریا برپا بود بپایان رسیده است .
رساله باغبان پنجمین جلد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
