Machine transcription
(٥٨)
تنها شاعر است که نمیتواند يك نغمة دیرین و کهن را بسراید.
گل پژمان میشود و می میرد . کسیکه آنرا برای
زیبائی خود بکار برده، در دوری آن جاودان ناله و مویه نمیکند.
ای برادر این را بخاطر بسپار و شادی کن.
ناگزیر يك وقفة كامل بايد فرا رسد که آهنگ تکامل
را با موسیقی بنوازد .
حیات بسوی مغرب خویش می شتابد تا آنجا در بین سایه ها
وصور رنگینی غرق و نا پدید گردد.
عشق باید از بازی خود صلا زده شود تا بیاید و شراب غم
را بر سر کشد و به آسمان اشك بالا رود .
ای برادر این را بخاطر بسپار و شادی کن .
ما می شتابیم تا گلهای خود را بچینیم . مبادا تندباد های
گذرنده آنها را به یغما برند.
خون ما تیز میشود. چشمان ما میدرخشند تا آن بوسه هائیرا
که اگر نشتابیم از میان میروند بر بائیم .
زندگی ما پر از شوق و آرزوهای مانندهستند. زمان جرس
وداع را بحرکت در می آورد .
ای برادر این را بخاطر بسپار و شادی کن.
ما وقت نداریم چیز یرا بكف بگیریم ، آنرا بهم بزنیم
و بر خاك سیاه اندازیم.
ساعات و دقایق از جلو ما فرار میکنند و روءیاها و خوابهای
شانرا در دامن شان نهان میسازند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
