Machine transcription
(٣٩)
سوگند خواهم خورد که همه چیز خود را از دست بدهم ،
مست و خراب باشم و خویشتن را فنا کنم .
-۴۳-
نه دوستان من! شما هر چه بمن میگوئید، بگوئید. من دیگر
هرگز نمیتوانم يك راهب باشم .
اگر محبوبه بامن یکجا پیمان رهبانیت نبندد، دیگر هرگز
راهب نخواهم بود .
عزم من خیلی محکم است . اگر نتوانم يك پناهگاه
سایه دار ، و يك دوست که بتواند در آلام ، توبه و پشیمانی من
بامن شريك شود بیابم هرگز راهب نخواهم شد .
نه دوستان من ! من خانۀ خود را ترك نخواهم کرد و به
تنهائی جنگل نخواهم، جز آنکه در سایه های آن صدای
خنده های سرور و شادی منعکس گردد و نسیم گوشۀ شال
زعفرانی دلدار را در آنجا بحرکت آورد و خموشی جنگل با سرگوشی
ملایمی عمیق تر از سکوت گردد. جز آن من هرگز راهب نخواهم شد.
-۴۴-
ای روحانی مقدس ! برین جفت گناهگار ببخشای! امروز
بادهای بهاری در گرداب های وحشی سیر میکنند و گرد ها
و برگهای مرده را یکسو می زنند ، درسهای تو نیز با آن از
بین می روند .
ای پدر مگوی! که زندگی فانیست ، زیرا که ما بامرگ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
