Machine transcription
(۳۸)
دانسته ام که معراج دانائی در انست که خویشتن را مست و خراب سازم و به فنای خود بکوشم.
بگذار همه اندیشه های پست و وسواسهای ناشایسته نابود شوند ومن بیأس راه خود را باز کنم.
بگذار موج دیوانه ای بیاید ووحشیا نه مرا از جاییکه لنگر انداخته ام باخود بردارد.
دنیا از مردمان ارزنده ، کار کن ، مفید وهوشیار پر است. کسانی هستند که بسهولت دو قطار اول می آیند. کسانی هستند که محجوبانه بعد از ایشان جای میگیرند.
بگذار آنها شادی کنند و بعشرت بگذرانند. بگذار من به بیهوشی از همه چیز بازمانم ، زیرا میدانم که آخر همه کارها همین است که مست وخراب باشم.
سوگند میخورم که همین لحظه همه حق ها و دعوی های خود را با این مردم فرو گذارم ... از غرور و فخر ، از دانش وقضاوت نيك وزشت در گذرم. ساغر خاطرات را بشکنم. همه چیز را فراموش نمایم و در پایان همه آخرین قطره اشك خویشرا نثار کنم.
با سرجوش شراب سرخ، خنده های خویش را درخشنده وپاك بسازم ، ودرمیان آن شنا کنم.
نشان مردمان مهذب را محو کنم و برای این آرزوی آنی خویش همه را نابود سازم.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
