Machine transcription
(٣٤)
هر پاره شکسته آن يك نغمه شد و در پای تو افتاد .
گریه افسانه جنگهای باستانی من، همگان باغوش امواج
خندان سپرده شد . در دریای اشک فرورفت و در آنجا بماند .
محبوب من ! باید این زیان مرا جبره کنی . اگر آرزو های
که برای شهرت جاودانی بعد از مرگ دارم بر بادشوند، هنگامیکه
هنوز زنده هستم مرا جاوید ولایموت بساز .
من بر زبان خویش نخواهم گریست . ترا نیز ملامت نخواهم کرد.
-٣٩-
همه صبح کوشش میکنم تا حمایلی درست کنم، ولی گلها
از دست من میلغزند و می افتند .
تو آنجا در نهارگاه نشسته و از گوشه چشمان جوینده ات
می نگری .
ازان چشمانیکه با فریب کار های سیاه فتنه می انگیز ند بپرس
که نگاه از کی بود ؟
میکوشم تا نغمه ای بسرایم ولی بیهوده رنج میکشم .
تبسمی نهانی در لب های تو میلرزد . ناکامی های مرا ازین
تبسم بپرس . بگذار لبهای متبسم تو سوگند بخورند که آواز
من چگونه میان خاموشی خود را گم کرد چون زنبور
مدهوشیکه میان نیلوفر نهان میگردد .
شام است . وقت آن است که گلان گلبرگ های خود را
بهم آرند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
