Machine transcription
(۳۳)
حمایل را از گردن من گرفت و رفت . حالا گر به میکنم و از قلب خویش می پرسم :چرا باز نمیگردد ؟
-۳۷-
ای محبوبه زیبا ! آیا حمایل گلهای تازه خویش را بگردن من خواهی آویخت ؟
باید بدانی حمائلی را که من درست کرده ام از چندین کس است : از کسانیست که سیمای آنان در نگاه نقش میبندد ؛ از کسانیست در سر زمین های مجهول بسر می برند و یا اینکه در نغمات شعرا جا دارند .
دیگر وقت آن گذشته است که قلب مرا بخواهی در بدل قلب خویش بگیری . کنون بیگاه است .
وقتی بود که حیات من مانند غنچه بود و همه خوشبوئی آن در دل آن جا داشت . اکنون بوی خوش آن در فضای دور و پهناوری پراگنده است .
آن افسونی را که میتواند دوباره آن بوی خوش را گرد آورد و باز در دل آن غنچه بگنجاند که میداند ؟
قلب من نزد من نیست تا آنرا به يك كس بدهم .
«مرادایست گروگان عشق چندین جای» (۱)
-۳۸-
محبوبه من! باری شامر نو شعر رزمی بزرگی را به خاطر آورد. افسوس! بیباکی کردم: به خلخال تو خورد و غم انگیز گردید.
(۱) مصرع معروف رودکی ( مترجم )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
