Machine transcription
(٢٤)
تو نمیدانی با طرافت چها گشته بپا
کرده علم و صنعت و حکمت ترقی تا کجا
یکسر ش روی زمین و یکسر ش اندر هوا
یکوش درزیر بحر و یکسرش تحت الثری
برهمه علم و فن و رفتار و کردار جهان
عاقلان گیرند باید عبرتی از دیگران
تا بکی افتیده پیر و حما نقد جماد
تا بکی سر گرم میبا شی بدعوی نژاد
تا بکی جاهید هی بغض و نفاق اندر نهاد
تا بکی باشی تو اندر دهر کورو بی سواد
تو چرا چون دیگران با فن و اعلم نیستی
یا خدا نا کرده از اولاد آدم نیستی
تا توانی داری ایجان برادر کار کن
جسم خود را آب خاک خود گلزار کن
کسب علم و فن نما و خویش را بیدار کن
صنعتی حاصل نما وملک را اعمار کن
بیرا مید یسته و جلغو زه وجوز ومویز
کار امروزت بفردا مفشکن اییار عزیز
عمر خود را صرف وصف سینه و پستان مکن
کله خود را گرنگ از فکر این و آن مکن
سینه را صبح قیامت خوانده و گریان مکن
اندرین آتش دل خود را دگر بریان مکن
عاشق سینه مبا ش و واله پستان مشو
شاعر تو صیفشان گردیده وحیران مشو
۱
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
