Machine transcription
(٢٥)
عمرها مصروف گشتی اندرین ره ای پدر
از غم پستان محبوبی شدی خون جگر
ناله وا فغان نمودی و بکسشتی در بدر
خاکها را پاش دادی بر سرت شام و سحر
زین عمل بشما که اکنون سود دنیای تو کو
یا مفاد و حاصلی از بهر عقبای تو کو
معده ات بی نان و از زلف بتان دم میزنی
روده ات خالی و از وصف دهان دم میزای
سینه ات پر درد و از توصیف آن دم میزنی
از غذا اشکم تهی و از زبان دم میزنی
هوش اگر داری پی تحصیل خوراکت بکوش
بهر پیدا کردن سامان پوشاکت بکوش
کونرا با اشکم سرد و زن بیگانه چه
گر صفا باشد لب شد با تو ای دیوانه چه
جام جم ار باشد او با کوزه و پیمانه چه
یا ترا بر بدن آن قصه و افسانه چه
زخم و درد اشکم بی نان خود را چاره کن
خویش را آماده اندر کار ای بی کاره کن
بر علاج درد قومت غمگساری پیشه کن
جد و جهد و شفقت و نیکو شعاری پیشه کن
معرفت حاصل نما و جان نشاری پیشه کن
کبر و نخوت را گذارو انکساری پیشه کن
از سر شب تا سحر فسکوت و پنجپر تا پلی
خنده و قهقه و چهچه ای برادر تا بکی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
