Machine transcription
شماره ( هشتم ) سال دوم
مجله کابل
( ١٠٤ )
از عهد رودکی که قافله سالار کاروان شعر است تا امروز هيچكس كلمۀ ( سبز )
را صفت بت قرار نداده و ( بت سبز ) نگفته و این سخن بر متتبع کلام استادان
پوشیده نیست ، آري بت سيمين ، بت سيم اندام وغيره گفته اند و سرخ بد و خنك
بدهم نامهای بتان باميان است بالفرض اگر ( بت سبز ) گفته باشند ازین تركيب
چه معنی اراده کرده خواهند بود . هر گاه بمعنی معشوق باشد عوض تعريف مذمت میشود
زیرا از لفظ ( بت سبز ) و هم مجسمۀ را تصور میکند که آنرا بارنگ سبز رنگ کرده باشند و درینوقت
با کدام علاقۀ آنرا از بهر معشوق استعاره کرد و ( بت سبز ) گفت و باز ( بت سبز ) را
بزمين چگونه تشبیه کرد ؟ زیرا مستعار منه ، مستعار له يا مشبه از امر ثالثی نمی شود ، غنی که استاد
فن است اینگونه يك تركيب مضحك چسان در کلام خود می آورد . بلی غنی ( حسن سبز )
گفته (بكسرۀ نون و احتمال سکون هم دارد بمعنی حسن مليح يا صاحب حسن مليح ) و در ديوان
او چاپ هندص ٩٧ همین لفظ نوشته است :
حسن سبزی بخط سبز مرا کرد اسیر
دام همرنگ زمین بود گرفتار شدم
این غلطي را سهو كاتب هم نميتوانگفت چه علت سهو كاتب غالباً تجنيس خطي است بين
کلمات ، و در بین حسن و بت تجنیس خطی هم نیست .
٤ ـ بطوريكه بیدل علیه الرحمه از زبان شبانی بیت غنی را . . . . . . . . بگمان اینکه
از مرزا جلال اسیر است شنیده بی محابا گفته بود اگر این بیت از مرزا جلال اسیر می بود
ترك شاعری میکردم . ) ص ١١٤ - سطر ٨
اگر حضرت مرزا بیت را از جلال اسیر گمان کرده بودند حاجت باین سخن چه داشت
که میگفت : اگر این بیت از مرزا جلال اسیر می بود ترك شاعری میکردم و لفظ ( شنیده )
جایش را بحمله : « بگمان اینکه از مرزا جلال اسیر ست ، چرا داده و خود پائین نشسته این
مدعا اینقدر عبارت میخواهد : « بطوريكه بیدل علیه الرحمه این بیت غنی را از مرزا جلال اسیر
گمان کرد و خواست ترك شعر گوید ،
حکایۀ فوق در تذكرۀ حال غنی که از شارح دیوان اوست و در آخر دیوان غنی طبع هند
نوشته اند چنین است راقم الحروف میگوید عزیز معتمدالقول نقل میکرد که مرزا عبدالقادر
٨٣٣
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
