Machine transcription
شماره (سوم) سال دوم قانون در حیات (۱۹)
این شعب بنام قوانین اساسی، اداری ، جزائی نامیده میشوند که فقط در داخله ممالك
ملل وحكومات شان رویهم رفته باین انواع قوانین رفع احتیاج مینمایند .
این مراتبیكه گفتیم از لحاظ علم حقوق است یعنی ( حقوق داخلی ) که فقط حدود
و حقوق هریكی را توضیح و تبین میدارد ؛ ولی همینكه از طرف ملل وحكومات بمقصد
رفع حوایج ترتیب و تدوین یافته و در دست اجرا گرفته میشود از جهۀ حتمیت و سراءت
نفوذ قانون نامیده میشود . قانون اساساً دو منبع و مأخذ دارد : اول شرایع آسمانی که یعنی
غالباً انسانها حوائج خود شانرا از کتب مقدسة الهی اخذ و استنباط نموده اند . ثانی عرف ،
عادات ، مقتضیات زمان و ایجابات عقلیۀ که انسان این احتیاج خود را بزمانه های مختلفی
مرفوع داشته است .
قسمت اولی طبیعی و لایتغیر است و همیشه در قید ترتیب و تدوین بوده انسان دران
حق تصرف و مداخله ندارد، صرف ارادۀ باریتعالی بمقتضای اعصار و زمان کتب
و شریعتی را متوقف فرموده و شریعت یا قانون تازۀ مقدس خویش را بوسیله "نبی" فرستاده
است . که خاتمۀ این گونه شرایع آسمانی و كتب مقدسه الهی بطور اكمل قرآن كریم و شریعت
غرای اسلامیه است .
قسمت ثانی قوانین موضوعه خود بشر است که آنرا نظر بحوائج خويش وضع كرده
ولی در تعدیل و اصلاح آن مختار و هر زمانی میتواند مقتضی حال و احتياج خود تغیرات
و تبدلاتی در ینگونه قوانین موضوعه واقع نمایند .
این قسمت مؤخرالذكر عادتاً دارای دو صورت است كه يکی جامع و عمومی یعنی مفاد
و احكامش بلا استثنا در منطقۀ زندگاني يك ملتی حكمفرما و دائماً در قید تدوین و ترتیب
بوده اطلاق رسمی بآن كرده ميشود . ثانی عبارت از يك نوع قوانین عادی و غير مدون است
که اقوام و ملل آنرا بين خود شان معمول و مجری داشته گاهی نفوذش محدود میماند گاه
نسبتاً وسیع تر شده و اطلاق قوانین قبایلی بآن کرده میشود؛ ولی مواد خوب اینگونه قوانین
قبایلی و كوچك هر زمان در موقع تدوین قوانین داخلي يك كشور مأخذ و منبع قرار يافته
و صورت رسمی را حاصلی می نماید ؛ گویا بدواً حوائج و مقتضيات زمان محرك فكر و احساس
۲۲۷
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
