Machine transcription
٤٢٠
رقیبی را به نزد خویشتن خواند که ما را نازنین بر در چرا ماند
درون شو گونه شاهنشاغلامی فرستاده است بنزدیکت پیامی
که مهمانی بخدمت میگراید چه فرمائی درآید یا نیا ید
بدین رازے پیام شاه شگفت شکر لب می شنید و آه میگفت
کنیزی کاردانرا گفت آن ماه بخدمت خیز و بیرون شوسوی شاه
فلان شش طاق دیبا را بیرون بر بزن با طاق این ایوان برابر
بنه بر پیشگاه و شفته بر بند پس آنگه شاه را گو کای خداوند
نه ترک این سرا هندوی این بام شهنشه را چنین داده است پیغام
بعد ازین در میان خسرو وشیرین بلا واسطه گفتگو میشود خسرو
میگوید که تو دروازه را چرا پیش کردی . شیرین جواب میدهد که
حدیث انکه در بستم روا بود که سرعت آمدن پیشم خطا بود
چومن خلوت نشین باشم که مخمور زتهمت را مردم کی بود دور
تو میخواهی مگر کر راه دستان به نقلانم خوری چون نقل مستان
بدست آری مرا چون غلام خانیت چو گل بوی کن اندازی از دست
رها کن نام شیرین از لب خویش که شیرینی دهانت را کند ریش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
