Machine transcription
٤٢١
تو در عشق من از مالی و جانی چه دیدی جز خداوندی شاهی
تو ساغر میزدی با دوستان شاد قلم شاپور میزد تیشه فرهاد
بمقابله اش شوخیهای رندانه ملاحظه شوند. چون شیرین
بهیچ صورت راضی نشد خسرو با و خطاب میکند سه
گستاخی در آمد کی دلارام گرفته چند خواهی بدربیا رام
چو می خوردی و می دادی بمن یار چرا باید که من مستم تو هشیار
شمار بوسه خواهد بود کارم تو می ده بوسه تا من شمارم
چون سکندر اراده نمود که با کنیز چینی اختلاط کند کنیزک در لهجه
مغرورانه اوصاف خویش رایگان بشمار میکند درین موقع
نظامی یک جدت نموده که یک یک وصف سکندر را شمار کرده
بر مقابله اش وجوه تفوق کنیز بزبانش ادا مینماید سه
ملک گر ز جمشید بالاترست رخ من ز خورشید زیباترست
شه از کیقباد بلندتر است مرا افسر از مشک و از عنبرست
شه از چون سلیمان شود دیو بند مرا در جهان هست دیوانه چند
شه از آنکه عالم گرفت ای شگفت من آنرا گرفتم که عالم گرفت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
