Machine transcription
۱۹۵
تعبیرش هم چیز یقینی نیست، و اینجا چون خواب را هم ندیده است و همی باشد
یعنی این تقریرها همه و همیات خالص و غیر یقینی میباشند.
(فنا)
طرفه ماجرا است که انسان بالطبع از مرگ و نیستی خوف میخورد
لیکن صوفیه طالبش میباشند. و در تصوف از مقامات سلوک درجه فنا
از همه ارفع و آخر ترینش است اگر مرتبه بالای آن باشد فناء الفنا است که آنهم
یک صورت خاص فناست.
تصوف به فنا به حیثیت های مختلف علاقهمند است
۱- ماده پرست گمان دارد که حیات ثانیه چیزی نیست، تا وقتیکه
ترکیب عنصری یک انسان قایم است زندگانی دارد و چون عناصر
از همدگر کناره کردند فنا میگردد بعد ازین دوباره پیدا شدن جان و یا بقای
آن از خیالی و وهمی است -
تو آن نه ای غافل نادان که ترا چو در خاک کشند و باز بیرون آرند
شعرای صوفی این خیال را به پیرایه های خیلی پر زور و لطیف
باطل نموده اند اوشان سوال میکند که شما کدام چیز را دیده اید که فنا شد!
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
