Machine transcription
بلب هرخنده مضمون من آئی دگر دارد
زراه پر تو حسش مرا از جا که بر دارد
زسرگردانی وضع پریشانم چه میپرسی
کسی مائل بود نفع سودايم نمیباشد
مجو از نقطه کارم مدار استقامتها
همان تصویرتمثالم بلوح نقشه هستی
ندارد قاصدی در کار مکتوب غمم در دم
ز بس در ذوق یکتائی باستغفار میگویم
بگوش چنگ در بزم حریفان تانوا گفتم
مبينم دویی طرزی کو از غیر پیش من
توگوئی معنی حسن ادای بار دلدارم
که من چون سایه انرا افتاد کیمی از رویام
که چون سنبل سراشفتگی تباهت نسارم
متاع بی بهای کم نمای روی بازارم
بمخرج گردش سر رفت خط دور پرکارم
بخواب غفلتم بیخود بصورت گرچه بیدارم
بجانان میرسد طول و در ازیهای طومارم
بصد لب بخین کوید چو تسبیح تا زنارام
اگر بی پرده گویم نغمه می ساز این بارم
که من بیاد یکتائی ز سنگی گجودارم
از طبع خود در دمشق شام گفته
درین صحرا نفس هستی خود بسکه رم کردم
چنان الفت بشور وحشت من اشنا کردد
بذوق فکر یکتائی زبس بیخویش میبالم
نهالم از خیال بار و بر دلخسته میگردد
عجب بشیر و کمی دارد و هم از آمد و رفتن
زدینا رم میان بار و چون سیم سر اسایم
ز اوج رفعت افتاد گیهایم چه میپرسی
رموز نقش محفل را سرا با صاف میخوانم
بروی کلک شایان نام شهرت بر تکین بستم
ز هستی تا عدم چندان ره دوری نمیباشد
نفس را بهر قطع زندگی تیغ دو دم کردم
که من چون چشم آهو از نگاه خویش رم کردم
دو عالم را میان نقش ما زیر قدم کردم
ازان چون تاک گل از زوار دل ظه کردم
اگر برسال افزودم همان از عمر کم کردیم
ازان از دیدن دی درم رم چوزده ام کردی
که فرق چرخ را چون سایه در زیر قدم کردم
بسان شمع ما از داغ پیدا جام جم کردم
چو خاتم تا بعظیم تو ندار تحجبر خم کردم
زخود تا چشم پوشیدم همان سیر عدم کردیم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
