Machine transcription
به نوق غنچه پیکان او از بسکه بیهابم
نی تبر خنک من کرانه بوریا باشد
ولی بیدم نمیگردد دم تیغ دم آلودش
بزنم بتیه خوابت سودای سر زلش
بوصف حضرت دل صبحدم طرزی چودرسفتم
در وجیب ہوا مانده شبنم خون نخجیرم
که بردار شبگیری بود صید پر تیرم
پرسش در پریشانم میکو دار و آب شمشیرم
دماغ آشفته خواهم پریشانی است تعبیرم
که ما انسان کامل میرسد معنی تقریرم
ربط ز بیدل در شام محته
من بناز آشفتگی دل را بپائل بسته ام
رنگ مستی همچو ریاحون ندیدم اعتبار
ترک مطلب مرهم کافور زخم تمنی است
تا که در نقش خیالش مونجا فیها کنم
تاکه من خون کلش را کنم در دام صید
تا کنم سیر سواد غیبی راچون حباب
تاکه با دل گرانیها کشم انسان بکان
بسکه می پوشم بیا چشم بد سفت و ام
خیر حق طرزی ندارم نیم و است سچے
طرزی چون بیدل براجی بوکھت نے
موج آبم ریشه در رگهای سنبل بسته ام
زان چو تخت آشیان دامن بگل بسته ام
من ازان پیمان الفت با تغافل بسته ام
من شب فکر عنکب تار تامل بسته ام
خویش را چون مردگی چشم بمبل بسته ام
بر رخ دریای ہستی از نفس پل بسته ام
کوه احسابه کمر سنگ تحمل بسته ام
رگ برک چون تاک بکف ساغر بسته ام
تا بنای کار خود را بر توکل بسته ام
نامه آهی ببال بحث کل بسته ام
من اشعاره
چنان در خامشی چون خامه بهزاد استائم
روایتهای عذر با شک من گرد
زبیاد سیند لی ثبات من چرمی پرسیم
شکست رنگ تصویرم ندارد بال پرواز
که کرد سمه میگرد دغبار پای فریادم
که من غلطیده ام در کان بسان اشک افتادم
که با وما که کردن میدهد برباد بنیادم
ببیرنگی رقم کرد است ایدل کلک بہزادم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
