Machine transcription
اگر ترک دوا کردم مداوا میدید در دم
وگر جام رضا نوشم بغمردت است همدردم
رسد تا پرده ای چنگت کشش شوکت دوستان
اگر چون شعر طرزی تار قانون عدم بندم
پرویش بیدل در شام شریف گفته
طریق قطع را در خشمش از دل دود بشین سیدم
بخود بگداخت چندانی که من هم آب گردیدم
سحر در دل نفس داری بخود یک غنچه بالیدم
چو شبنم سچدم بر روی کل از ناز خندیدم
چوزلف از بس پریشانی بخود آشفت پیچیدم
ز شور خشکی سودا چو مو باریک گردیدم
شریک او از بسیم هر قدر در خاک غلطیدم
بحال خویش استغنای او بسیار خندیدم
بیاد لعل میگون تو مانند حباب می
بخود یک پنبه مرهم زدم روی جام بالیدم
نگردم چاره درد سرد آب و تب عشقش
بسان شمع صندل بر جبین من چند بالیدم
چو دیدم گردش پیمانه را در بزم میخواران
منم چون خارسنا خود در دور جام گردیدم
دمی آن هم نفس از همدمی بنواخت در بزمم
چو نی هر چند پیشش ناله کردم زار بالیدم
بسان اشک از بس میدوم چابک بد نبایش
پهلو خوردم و آخر بروی خویش غلطیدم
بگلشن صبحدم برباد بصل خنده الودش
بسان غنچه تا وقت سحر از ناز خندیدم
نشد یکذره معلومم کز اقیمای من او
بمیزان خود چندانکه حسن یار سنجیدم
چو بیدل خاک من طرزی خطر کشمکش دارد
بغبار گرد باد امروز آغوش رسانیدم
از طبع خود در شام شریف گفته
به ترکی نماز میزنگی است هرشب غرم شب گیرم
چوبوی کل مدام رنگ نتوان کرد تسخیرم
بود آئینه رنگ شخص عکس نقش تمثالم
برون از آستین کلک نقاش است تصویرم
به پرواز نفس از بول خلاصی نیست آسانم
که من چون ناله صد جا حلقه بند دام زنجیرم
بصبر در خانه صوتم بلب قد نگه گردد
بعرض مدعا پرده الود است تقریرم
چو نی نالیدنم بیجاست و در دشت دل تنکم
صدای گریه میکردد بلب حرف گلو کیرم
جنون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
