Machine transcription
به بند قید صید ما ضعیفان کس نپردازد
جهان این همای همت انکس که خصم یادم
گر با جیحون کردم طرف بردارم از راش
همان در سعی همت حسبت دانه فریادم
بباطن از تعلّق تاکم در خاک پابندم
بظاهر گرچه انبارم چون سر از بادم
ز بس حرمان سر در گردم تو تیای پای حسرت شد
تحریک نسیمی چون غبار از جا برد بادم
من از غرب کف مطرب چو دف اند در و ننالم
بکوشش غنچهسان ساز عشرت کند فریادم
بپیش پرتو خورشید از جا سایه میخیزد
زیاد خود فراموشم کرا و کرده خود یادم
ز بس پیچ و تاب افتاده تار زلف مشکینش
بصد انگشت یکتا خر گره آن زلف کشادم
بمنزل چون رسد بارم بسعی نارسای طرزی
که من صهبای خم بضعف بید به ترز اشک افتادم
از طبع خود در شام شریف گفته
چون نفس در دل خود بسکه لغزش تک شدم
یکسر امای بخون غنچه صفت در لک شدم
در گداز نفس گرم ز تاسف هوس
شیشه با یست شدن لیک حباب تک شدم
راستیرهای دغا جو مخالف سوتست
تا که بر ساز و من پرده آهنگ شدم
کثرت کرو نفس داشت ز بس در تمثالم
به رخ آئینه وحدت تورنگ شدم
مست یار خود و بیگانه فراموشم شد
بسکه بر حس جوانائیه تو د تک شدم
ما قد قامت خم گشته به تسلیم و نیاز
از پی ذکر تو کوییده تر از چنگ شدم
غنچهسان شب بخیال تو بخود پیچیدم
صبحدم در چمن باز نو گلرنگ شدم
تا که دم سینه غم از جای برد باد مرا
ز آمد و رفت نفس اینهمه بی تک شدم
تا که در حضرت دل علم معانی خواندم
طرزی کشف بیان صاحب فرهنگ شدم
از طبع خود در شام جنت مشام گفته
بر چراغ طبع از بس رنگ آتش سوده ام
چون شب قدر است روشن دل ستا و دهام
سایهسان از پرتو خورشید چون میزدال
بود ما بودی عجب در ملک مستی بردهام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
