Machine transcription
صحیفه ٥٥١ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
وطن و ملت برخانه های افراد رعیت تعرض نکنید . آیا این حق تعرض
را کدام شریعت کدام قانون بشما بخشیده ؟
از بیرون يك صدای ظالمانه — بسیار ترهات مگوئید . زود در را
بازکنید ، وطن که میگوئید هر گوشه آن هر نقطه آن مال پادشاهست ،همه
سكنها ، همه املاك و عقار از خود اوست . ما درینجا از روی قانون نیا
مده ایم با اراده شاهانه آمده ایم . زود باز کنید مارا بزور و شدت مجبور
نکنید . چونکه اگر همیندم باز نکنید در را شکسته داخل خواهیم شد .
زود شوید ، زنهاهم چادری کرده حاضر باشند .
مصطفی — چه میگوئید ؟ زبانیهای جهنم ، ملکهای عذاب را بدست
خود بخانه خود داخل کنم ؟ این محالست محال! بشکنید، در آئید !
لامعه خانم در بجا سکوت کرد ، وبادسمال ابریشمین خود اشکهای
چشم خودرا پاك نمود . بصدای لطیف پر اهتزاز خود اینسخنان زهر آلود
را چنان میگفت که متأثر نشدن و غمگین نگشتن یکدل سنگ مثالی میخواست .
زهرا خانم بسخن آغاز کرده گفت :
— آه بیک افندی! چه بگویم ، مصطفای من آنقدر آتشین مزاج و متفنن
و باغیرت يك افسری بود که غیرت وطنیه اش موجب فلاکتش گردید .
هرا نقدر که گفتمش « آمان اولاد ! اینگونه سخنانرا مگو . با اینگونه
جانورهای خونریز مانند تووارى يك مخلوق ضعیف چه کرده میتواند .
اینها سگهای عقور هستند . آدم میپالند که او را بگزند . »
گفت — امان والده ! من بدست خود چسان دروازه را بروی
این خائنان ناموس ملت باز کنم ؟
درین اثنا صدای يك قرچس شکستن دروازه بالاشده آواز پای
مردان بر زینه شنیده شد . من و لامعه زود چا درهای خود را بسر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
