Machine transcription
صحیفه ۵۵۲ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
كرديم . مصطفی نيز کمربندش را كه كریچ به آن آویخته بود بر کمر بست.
يك صدای جر و كلفت – زنها کو شه شوند . زیرا ما مجبوریم که
اینجا را بپالیم .
اینرا گفته در دالان مادر آمدند. و مصطفا بیك را خطاب نموده گفت:
– بیك افندی! شما او راق مضره ئیکه در او روپا در بدی پادشاه
منتشر میشود میخوانید، و بر دیگران میخوانانید، و آنرا نشر میکنید.
بنابرین کتابخانه شما را بپالیدن مجبوریم .
مصطفا – من در دنیا مضرتام هیچ چیزی را نمیخوانم. تنها کتابخانة
مرانی اگر از ته دای خانه مرا زیر و زبر سازید اوراق مضره نام چیزی
نخواهید یافت . اما یکچند کتابی که شما آنرا اوراق مضره میشناسید بدست
خود آورده بشما تسلیم میکنم .
همانشخص مجهول روب زرین – خوب آنها را بیارید که به بینیم .
بلکه هما نها کفایت کند ، وز حمت پالیدن آسا نترشود .
مصطفا از کتابخانه خوديك كلام الله شريف وكتاب قانون اساسی
را کشیده و در پیش روی شان نهاده گفت :
– بفرمائید کتابهائیکه شما آنرا مضر میشناسید! کتابیکه هر آیت آن
يك دستور حکمت، و هر سوره آن يك مجموعه فضیلت است . کتابیكه ظلم
را قبیح ، و عدل را مدېح گفته است که آنهم قرآن کریم است . اینهم
قانون اساسی که حقوق ملت را محافظه کرده است . بردارید بسوزید،
محو كنيد ! ...
یکی دیگر که از اشارات افسر یش بزرگتر ازان مینمود گفت :
– افندی ! حد خود را تجاوز میکنید . از هر سخن شما نمایانست که
خائن پادشاه ، دشمن خلافت يك شخص مضری میباشید . بنده های
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
