Machine transcription
صحیفه ۵۵۰ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
فلاکت قبل الوقوع را حس نموده بپریش افتاد. بزودی بر خواسته از
پنجره بکوچه نظر کردم . دیدم که چند نفر پولیسها و چند نفر یاورهای
روب و سرشانه زرین کریچ بند، مانند مارهای زهرداری که بشکل طاووس
درآمده باشند جمع آمده دروازه را میزدند . بتلاش فوق العاده بشوهر
خود رو آورده گفتم :
ـ امان بیک من ! اینچیست ؟ در پیش دروازه مابيك كله مردم جمع
آمده اند . افسرها ، یاورها ، پولیسها همه یکجا شده اند دروازه مارا
میزنند . آیا امروز در حق پادشاه کدام سخن مخفی گفته یا چه شده؟ از برای
خدا زود بگوئید ! ... ایواه !
مصطفی ــ چه میگوئید ؟ یاورها ، پولیسها ! ...
درین اثنا باز دو ازه زده شده يك صدا از بیرون چنین آواز داد :
ـ از چه وقتست که در میزنیم ، چرا دروازه را باز نمیکنید ! مصطفی
بیک آیا در خانه است ؟ مابا او دیدن میخواهیم .
مصطفی از جای برخواسته و در پیش پنجره آمده گفت :
ـ در خانه هستم ، چه میخواهید ، و شما کیستید ؟
از بیرون ــ ما مأمور های مخصوص حضرت خلیفه رب العالمین
هستیم . زود باز کنید . باشما کار داریم .
مصطفی ــ درین نیم شب مانند کابوس بلا بر در خانۀ يك شخصی
بچه حق وصلاحیت جمع آمده اید ؟ در ملك میگوئید بسایۀ شاها نه
آسایش برکمالست : آیا این چه سان آسایش است؟ فقرۀ قانونیۀ مصونیت
املاک کجا رفت ؟ در نیمشب مانند يك جماعة رهزنان اطراف خانۀ مارا
قفل کرده جگرهای زنها و اولادهای مارا پاره پاره میکنید ، در هیچ گوشۀ
وطن نیست که شما خاینهای دین ودولت ، وشما پایمال کنندۀگان حقوق
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
