Machine transcription
صحیفه ٤٩٨ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
عائله اسلام از مردمان استانبول که عبارت از يك زن پخته سال ، ويك
زن جوان و يك دختر هشت نه ساله و يك پسر یازده دوازده ساله است .
وقره نمره دوم ما تنها مجناب این آشچی باشی صاحب پرو مملو میباشد !
اینرا گفته وقهقهه های متوالی خود را کرده بدست پرشانه ابومحی
الدین زدن گرفت .
ابو محی الدین - قروت افندی ! اگر دیگر مشتری پیدا شتی و يك
قره را بمن تنها . میکردی آنوقت میدانستم که این يك التفاتیست که بمن
کرده ، اما من از شما زیاده تر از مشتریان تشکر میکنم که بواپور شما رغبت
نکرده اند . مانند شما يك قروتی که در يك واپور باشد البته که کسی رغبت
نخواهد کرد. ! واه صورتش رابه بین !!!
گفتم - ابو محی الدین ! اینچه ؟ چنان میپندارم که همراه مستر الکسا
ندر از بسیار وقتست که دوستی بسیار صمیمی قدیمی داری که اینقدر بیا
کانه سخن میگویی .
گفت - خدا نکند که من همراه همچين يك مسخره دوست قديم باشم .
الكساندر - نی افندی ! همراه محی الدین آغا از قدیم باهم ندیده ایم.
ولی چون از بس خلوق وخوش مشرب يك آدمی بود بيكدو قدح که باهم
ر دو بدل کردیم دوست صمیمی قدیمی شدیم ، همچنین نیست آغا ؟
اینرا گفته قروت پی کار خود برفت .
ابو محی الدین را خطاب نموده گفتم :
شاباش ابو محی الدین هنوز جای نشستنت را نایافته بقدح بازی آغاز
نهادی !! احتیاط کن اگر يك روز سرخوش دیدمت باز خواست سخت
خواهم کرد .
ابو محی الدین -- به اینچند سالیکه بخدمت تان کسب شرف کرده ام يك پیک
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
