Machine transcription
صحيفه ٤٩٩ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
روزی مرا سرخوش دیده اید؟ افندی من امین باشد که انشاءالله هیچوقت
حرکتی که موجب رنجش خاطر افندی بزرگ و شما باشد از غلام تان
سرنخواهد زد !
اما افندم ! معلوم عالی شماست که در میان اینگونه قمره ها نان پختن
و دیگدان های آتشفشانرا سوختاندن اگر آتش محبّت قروت نباشد ممکن
نمیشود . لہذا چون دیدم که قروت بك شخص مذاقی خوش طبع میپرست
است از ان رهگذر با او در آمیخته از خود او يك شیشه عرق رابچهار قیمتی
که در خارج شود خریده با هم باده نوشی کردیم و همه اش را بخود او خورانیده
کیفش را راست کردم .
گفتم - خوب ! این همسایه دست راستت را دیده یانی آیا چگونه
مردمان اند ؟
گفت - خوب ندیده ام ولی اول که بوابور آمدم هر دو زن و هردو
طفل در همان گوشه سر این دالان بر در از چوکی در پیش میز نشسته بودند و
و چنان معلوم میشد كه يك حزن والم شدیدی دارند . زیر اتا بوقتیکه وابور
بحركت می افتاد متصل فق فق گریه میکردند. ولی بعد از ان که واپور بحرکت
آمد نمیدانم سرچرخ شدند یا چه شد بر خواسته و چول خورده بقمره خود
درآمدند و تا بحال هیچ اثر شان معلوم نشد .
گفتم - من حالا میروم . بوقت مغرب یکبار به آنطرفها بیا تا از
حضرت پد و استمزاج نموده برای آوردن نان معلومات بگیری .
اینرا گفته از قمره برامدم وبطرف دایره درجه اول روانه شدم.
چون در پیش اوتاق سیگریت کشی رسیدم دیدم که حضرت پدر بايك
شخص ریش ماش و برنج جبه و طیلسان پوشی که از عمامه و قیافتش
بیکنظر شناخته میشد که از مردمان مکه مکرمه باشد در اوتاق باهم نشسته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
