Machine transcription
صحيفه ۳۲۳ سیاحتنامۀ سه قطعه روی زمین جلد دوم
گفتم – سخن شما را رد نمیتوانم . زیرا صحبت و آشنایی مادام (ماری)
چیزی نیست که انسان خود را با آن بختیار نشمارد !
– آیا مادام ماری همین نازنینیست که مایل بسوی ما نشسته !
– بلی همین ملکه حسن و آنست !
– بواقعیكه يك بدیعه خلقت است .
– بلکه معدن لطافت و ملاحت است .
درین اثنا طعام شام به انجام رسیده بود . از رفیق خود سعید بیگ
برای یکچند دقیقه اجازه طلب کرده برخواستم. و به نزد جمعیت مذکو
ره آمدم . چون نزديك شدم اول چشم ماد موازل ژولی که روبرو
باهم بودیم بمن تصادف كرده بيك بشاشت و تبسم معصومانه گفت :
– اینست بخدا رفیق واپورما (محمود بیگ) !
همه جمعیت بمن متوجه شدند . منهم نزدیکشده گفتم :
– ماده وازل حق دارد . بلی همان مخلص شماست .
موسیو دیمتری برپاخواسته و دست باهم داده ، و بطایفه لطیفه نسوان
متواضعانه سر فرو آورده ، و با مردان دست بهم داده دوستانه و مشتا
قانه باهم نشستیم .
سبحان الله ! حسیات انسانی چقدر رقیق و متحولست ! بمجرد
تصادف مردمکهای دیده ام بادیده اش مانند دوسیم منفی و مثبتی که باهم
برخورد يك شراره پر انوار ضیاداری حاصل کرده همه وجودم را مستغرق
حرارت حیاتبخشیایی ساخت :
تأثیر شعله افشانی نگاههای آتشین ماری سراسر دلبری کهسار
آتشفشان دماغم را آب و مذاب ساخته حواس ده گانه آنرا مانند سیلابه
مواد معدنیه مذاب شده از سراپای وجودم جاری ساخت !
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
