Machine transcription
صحیفه ٣٢٤ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
سرخی شفق آسای لطیفی که ازین تصادف، بر گلگونی بسیار رفیق طبیعی عارضش پیدا شد عروق و شرائین و جودم را بيك فوران فواره آسایی منقلب ساخته همه خونم را در دل شوریده منزلم هجوم داد !
در ظرف یکچند ثانیه از حالی بحالی، و از هوایی بهوایی ، و از رنگی برنگی تبدیل حال و تحویل احوال نموده و باز بر ایحه لطیفه وجود نازنین آن گل گلزار قدرت که هوای محیطۀ آن محیط را معطر ساخته بود از عالم بیهو شی بهوش آمده گفتم :
ـ از جناب مادام و ماد مواز ل عرض اعتذار مینمایم که تا بحال برایفای وعد خود موفق نشده بزیارت شان شرفیاب نشده ام .
مادام ماری بشوخی و شطارت خلقتی که داشت تبسم نموده گفت :
ـ ماهر روز انتظار شمارا داشتیم، ولی به این هم میدانستیم که البت يك گرفتاری برای شما پیش شده باشد که مارا فراموش کردید !
گفتم ـ عفو بفرمائید مادام ! فراموشی ؟ حاشا ! ...
موسیو دیمتری بمدافعه من آغاز کرده گفت :
ـ نی نی ، بیگ افندی ما را فراموش نکرده چونکه مخصوصاً بدکان مانزول فرموده آمدند ، و ازما خبر گرفتند . حتی سلام شانرا بشما نیز تبلیغ کرده بودم .
مادام دیمتری ـ بلی راست است گفته بودید .
مادام ماری ؛ مادام و موسیو ی نوی را که من با ایشان ملاقات نکرده بودم مخاطب نموده گفت :
ـ محمود بیگ ترجمان سردار افغانرا بشما تقدیم میکنم . يكچند روزك کمی باهم همخانه و همکاسه بودیم ولی آشنایی چند ساله هم ازین صمیمتر و خالصانه تر نخواهد بود !
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
