Machine transcription
۵۲
بعالم تا من از خاک عدم ایجاد گردیدم
بسان لاله داغ عشق انجم بود از دستم
زیا در پر تو حسن بخار شعله بالائی
چو شمع انار دل گلهای احمر بود از دستم
نسیم غنچه فردوس میبخشید کف پایم
دل در خواب می دامان دلبر بود در دستم
زدو دستل دل شیون ز بخیر مینائی
مگر زلف نگار ماه پیکر بود در دستم
بپایش حمتا نگزاشت تا تسلیم فرمایم
بچندین با این از روی و فما سر بود از دستم
بیاد طره اش شب سته جان مجرد دروم
پریشانی سر السبلستان بم در دوستم
بگذار یکه جام از باده توحید میخوردم
زموج می بهار صد گلستان بوج در دوستم
شدم آشفته خاطر صرف جمعیت نمیدانم
خوش آن شها که آن انت پریشان بورد درسم
چو دیدم جلوه حر تجلی زادہ میساکی
چو مرآت از تیر جمله به سامان موج در دوستم
چومن در صفحیه شرح شام عمر تحر میکردام
قلم از شک نی می حوش طبع فارع موجودرستم
زشوق دیدن بخساره حور شیدیما
در این کشن جو شی نم چشم حیران موجود دوستم
بنے فص را پهلو نزند داغ دلم رحمت
مک آن سیب سیمین زنخدان بوج در دوستم
ولایتی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
