Machine transcription
۵۱
شد مشک پای تار سر مو مبارک باد
کی تواند زد به پیش نرگست بادام دم
آنچه رحمت دید در داغ همچو بیدل گاه گاه
نی سکندر دید در آئینه نی در جام جم
ز بس من وحشت ایجادم نباشد هیچ آرامم
کند شوخی بساج چشم آهو در نگین نامم
نسازد صید خود مرغ دل وحشت پر ستم را
فلک از بگردش چشم پری گر میکند دامم
چو موی چینی از باد نگاه سرمه آلود ی
فغان میخواستم از دل برآرم سوخت در کامم
زیاد قامت شوخ قیامت جلوه ئیگیرا
چو طائوس گلستان غرق حیرت گشته اندامم
نگار شعله بالای بکش میگشم زارت
خوش آنروزی که این آغاز انجامید بر انجامم
خمار آلوده سرشار صهبا ساز ایران
بود سر تا بپا خمیازه ایجاد لب جامم
جواب آنغزل این باشد ای رحمت که بیدل گفت
نگین را در فلاخن می نهید بی تابی نامم
شب با دلب لعل تو ساغر بود در دستم
بهای عیش عالم سراسر بود در دستم
دران ساعتکه در بزمم نشست آن شوخ ساقی
نشاط هر دو عالم زان میسر بود در دستم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
