Machine transcription
(٥٣)
میخواهی قلب های خسته آرام شوند، چراغها و بربط های خودرا خاموش خواهم کرد .
در ظلمت و در میان صدای برگها ساکت وصامت خواهیم نشست. ماهیکه خسته شده است پرتو کهر بائی خود را بر غرفه های ما خواهد افشاند .
ای مسافر کدام روح بیخواب و مضطرب پرتو سایه انداخته و در دل ظلمت های نیم شب تر المس کرده است ؟
-٦٤-
روز را در گرد های سوزنده و گرم شاهراه گذرانیدم . اکنون در سردی شامگاهان در کار وانسر ا را می کوبم. سرائیکه ویران و غیر مسکون است .
درخت با عظمت «اشات» ریشه های گرسنه و محکمش را در درز های دیوار فرو برده است .
روزگاری بود که رهگذران میآمدند و پاهای مانده شانرا درین جا می شستند، بوریاهای شانرا در پرتو کمرنگ هلال در حیاط این سرا میگستردند، می نشستند و از سرزمین های دور افسانه میگفتند .
سحر گاهان توانشان باز میگشت : به سرور بر میخاستند. مرغها برایشان سرودهای سرور انگیز میخواند ، گلهاسرهای زیبای شانرا در کنار راه به پیشباز آمدنها حرکت میدادند .
وقتی من باینجا رسیدم چراغ روشنی منتظر من نبود .
داغهای سیاهی که دودهای گذشته باقی گذارده و از
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
