Machine transcription
(٥٤)
چراغهای شامگاهی روزگاران گذشته بازمیگفت مانند چشمهای
کور روی دیوارها دیده میشد .
کرمك های شب تاب در بین بته ها نزد يك حوض خشكيده
میدرخشتد ، شاخهای بانس بر سر راهی که از سبزه پوشیده است
سایه می اندازند .
من شام امروز را مهمان هيچ كس نيستم .
شب باتمام درازی پیش روی من است
و من خیلی خسته ام .
-٦٥-
آیا باز صدای تست که مرا میخوانی؟
شام فرا رسیده است .خستگی طوری مرا فرا گرفته است
که آغوش بازمحبت وعشق کسی را در بر گیرد .
آیا باز مرا میخوانی ؟
ای دوشیزه ستمگر من روز راهمه برای تو سپردم اکنون
میخواهی شب مرا نیز باید ازمن بستانی ؟
هر چیز در جائی انجام می یابد وجز تنهائی شب چیزی به کس
وفا نمی کند اماصدای تو از آنهم باید بگذرد و آن تنهائی را درهم
بشکند .
آیاشام هرگز موسیقی خواب را در خانه تو نمی نوازد ؟
آیا هرگز این ستاره هائیکه بالهای آنها بی صدا است بر فراز
کنگره خانه تو، کنگره ای که در فضای آن رحم دیده نمیشود
پرواز نمیکنند ؟
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
