Machine transcription
(٤٩)
-٥٧-
ای دنیا من گل ترا چیدم .
آنرا به قلب خود فشردم . خار آن خلید .
هنگامیکه روز بپایان رسید و تاريك شد در یافتم که گلی پژمرده است ولی درد خار آن با قیست .
ای دنیا ! گلهای دیگری با خوشبوئی و غرور بتو خواهند آمد، مگر وقت چیدن من گذشت . در ین شب تاريك من گل خود را نمی یابم ، ولی درد خار آن جاوید است .
-٥٨-
سحر گهی در گلستان دختر کوری آمد تا گردن بند گلها یش را که در برگهای نیلوفر پوشیده بود بمن پیش کند . من آنرا بگردن خویش آویختم و قطرات اشك در چشمان من گرد آمد . اورا بوسیدم : تو نیز مانند این گلها کور هستی، نمیدانی که تحفه تو چه زیباست .
-٥٩-
زن، تو نه تنها صنعت خداوند هستی . مردان که بندگان وی اند نیز هماره با جمال و زیبائی که در قلب شان است به تو جهیز میدهند .
شاعران از رشته های تشبیهات زرین برای تو پرده می بافند ، نقاشها بتو سرمدیت نوینی هدیه میدهند .
اوقیانوس گهرهای خود را ، کانها زرهای خود را ، باغهای بهاری گلهای خود را برای تو میفرستند تا ترا بپوشند و گرانبها تر بسازند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
