Machine transcription
(۲۳)
نیلگون لطیفی دارد . روز های بهاران را بادهای جنوب نارام میسازد .
هماره سرودهای این جوان تازه و آهنگهای لطیف او هماره نو است .
از کار خویش باز میگردم . چشمهای مرا غبار پر میکند . چرا درب خانه مرا انتخاب کرد ؟
-۲۲-
هنگامیکه با قدمهای تند از پهلوی من گذشت کنار دامن او بمن خورد .
ناگه از جزیرهٔ مجهول قلبی ، انفاس بهاری برون آمديك تماس خفیف و آنهم مانند گلبر گیکه جداشده بدست نسیم بیفتد نا پدید شد .
این تماس من مانند سر گوشی دل اور آهیکه از نهاد او جسته باشد به دلم در رسید .
-۲۳-
چرا آنجا نشسته ای و بیهوده دستبند هایت را می لرزانی و به صدا می آری .
کوزه ات را پر کن . وقت آن است که باید بخانه بروی. چرا دستهایت را بآب میزنی و با آب بازی میکنی . بسوی راه نگاه می افکنی : بیهوده دیده به راه کسی هستی ؟ کوزه ات را پر کن و بخانه بیا !
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
