Machine transcription
(۹)
از بر من میگذرد و ازدیدهٔ من میرود . تنها صدای نی،
صدائیکه آهسته آهسته میمیرد، از دور بگوش من خواهد
رسید . بازهم شهزادهٔ جوان از بر خانهٔ ما می گذرد و من
بهترین جامهٔ خودرا ببر خواهم کرد .
***
ای مادر ! شهزادهٔ جوان از بر خانهٔ ما گذشت . خورشید
بامدادان ازعراده او میدرخشید .
من نقاب را از روی خویش برداشتم . لعل هائیرا که در
گردنم بود برسر راه او انداختم .
ای مادر ! چرا بحسرت درمن نگاه میکنی ؟
نيك ميدانم كه او گردن بند را از زمين بلند نكرد. لعل
های من در زیر عراده شکست و غبار سرخی ازان بروی
خاك رهگذر ماند . هيچكس ندانست كه تحفهٔ من چه
و برای که بود .
چون شهزادهٔ جوان از برخانهٔ ما عبور كرد ومن جواهری
را که روی سینهٔ خویش جاداده بودم در راه او نثار کردم.
-۸-
هنگاميكه شمع بر بالین من خاموش شد بامرغان سحر
يكجا بیدار شدم .
دریچهٔ من باز بود . نزديك آن نشستم. حلقهٔ از گلهای
تازه روی زلفان پریشانم افتاده بود .
مسافر جوان آمد . درغبار سرخ بامدادان راه می پیمود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
