Machine transcription
(۱۰)
زنجیری از مروارید در گردن او بود. پرتو مهر بر تاج
او افتیده بود. بدروازۀ خانۀ من ایستاد و بالهجۀ مشتاقی
پرسید «کجاست؟
از حیا نتوانستم بگویم: ای مسافر جوان زنی را که
میجوئی منم ! من هستم.
تاريك بود. چراغ روشن نشده بود.
بی آنکه امیدی داشته باشم موهایم را می آراستم.
مسافر جوان برعرادۀ خود در آخرین روشنی خورشید رسید.
دهن اسپان او کف آلود بود. گرد برقبای او نشسته بود.
بدرب خانۀ من فرود آمد و بآواز خسته گفت:
کجاست او؟...
حیا نگذاشت باو بگویم: ای مسافر خسته! زنی را که میجوئی
منم ... من هستم.
***
یکی از شامهای بهار است. چراغ در اطاق من میسوزد.
نسیم ملایمی از غرب میوزد طوطی در قفس خویش بخواب
رفته است.
سینه بند من برنگ گردن طاوس است. شال من چون رنگ
سبزه های نورسته و جوان سبز است.
نزديك غرفه نشسته و به کوی خاموش و تنها نگاه میکنم.
درظلمت شب آهسته می سرایم: ای مسافر نومید! زنی را که میجوئی
منم ... من هستم.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
