Machine transcription
(۳)
اگر من برساحل حیات نشسته و درعوالم مرگ و ما ورای
مرگ سیروسگال کنم و روحم را بآن جاهای دور بفرستم
سرودهای عاشقانه و نواهای پر از جذبات آنهارا کدام کس
بهم درخواهد آمیخت ؟
ستارگان شامگاهان ناپدید میشوند . ستاره ایسکه در
آغازشام طلوع کرده بود ، روشنی آتشی که جسد مرده ای آنرا
افروخته بود در کنار دریای خاموش و آرام آهسته آهسته می میرد .
شغالها بيك صدا در حیاط ویرانه در پرتوماه رنگ باخته
ای فریاد میکنند .
اگر من درب خانه ام را بسته و بکوشم که خویشتن
را از علایق دنیا و زنجیر های فانی آزاد بسازم و آنگاه اگر
مسافری بیاید و با گردن خمیده ای درینجا بزمزمهٔ ظلمت گوش
بدهد، کیست که راز زندگی را آهسته در گوش او فرا خواند ؟
اینکه موهای من سپید میشوند امریست خرد و نا چیز .
من هماره مانند جوانترین جوانان و پیر ترین سالخوردگان
این ده جوان و پیر بوده ام .
برخی،لبخندهای شیرین و ساده دارند و برخی،درچشمان شان
مکر وحیله دیده میشود . بخشی، اشکهای شان در روشنی روز
است و دیگران سرشك شان در ظلمت شبهانهان است .
اینها همه نیازمند من اند و من وقت ندارم که به آینده
فکر کنم و خود را به آن مشغول دارم .
من با همه کس همسایه هستم . اگرموهای من سپید میشوند بگزار
سپید بشوند!
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
