Machine transcription
(٤)
-۳-
بامدادان تور خود را بآب افگندم. از اعماق تاريك
وتيرة دريا چیزهائی بیرون آوردم که جلوه های شگفت و جمال
های غریبی در آنها دیده میشد. بخشی چون تبسم میدرخشیدند.
پاره ای مانند قطرات اشك برق میزدند. برخی چون رخسار
زیبای عروس رنگین و روشن بودند. هنگامیکه
بار کارهای روز را بدوش برداشته و بسوی خانه رفتم
دیدم محبوبه من در باغ نشسته گلبرگها را پاره میکند و با
این بازی وقتش را میگذراند.
لحظه ای درنگ کردم، آنچه را از بحر برون آورده
بودم چون گرامی ترین گوهر در پای او نثار کردم و خموش
ایستادم.
بآنها نگریست و گفت: چه چیزهای شگفت ؟ به چه کار
می آیند؟ ؟
سرم را بشرم فرود آوردم و خیال کردم که من برای این
چیزها نه جنگیده ام، من در مقابل آنها چیزی صرف نکرده ام.
این تحفه ها شایان نینند که به دوست ارمغان شوند.
شب همه شب یگان یگان آنها را بکوی افگندم. سحر گه ایـ
هان مسافران آمدند. آنها را از رهگذر يك بيك چیدند، برداشتند
و به سرزمین های دور بردند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
