Machine transcription
(۲)
چراغی را که پهلوی بستر تو می سوزد با روغن معطر
پر خواهم کرد . من پای تخت ترا با نقش های
عجیب خمیرۀ صندل و زعفران خواهم آراست .
ملکه : انعام تو چه خواهد بود ؟
نوکر : که بمن اجازه بدهی تادست مشت شده و كوچك ترا
که مانند پتك های نیلوفر است در دست بگیرم ، زنجیر
های گل را در دست تو ببندم، کف پایت را باشیرۀ
گلبرگ درخت «اشوکا» رنگ کنم و داغ غبار یرا
اگر اتفاق آنجا احداث کند ببوسم .
ملکه : دعاهای تو مستجاب اند ! نو کر من، تو باغبان گلستان
من خواهی بود !
-۳-
آه شاعر! شام نزديك و فضا تيره میشود . موهای تو سپید
میگردند !! ..
آیا در تنهایی و تخیلات دقیق شاعرانه ات پیام آینده و سر
انجام جهان را میشنوی ؟
شاعر گفت : شام است و من گوش داده ام . شاید کسی از
دهکده آواز کند . هر چند وقت گذشته است .
من گوش داده ام و نگران هستم که اگر دو قلب مستمند
و آواره باهم رو برو شوند و چشمان خواهنده و پر از شوق شیفتگان
به نغمه نیازمند باشند خموشی آنها را در هم شکسته و برای
آنها بپرایم و صدائی بلند کنم .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
