BrowseAfsānahʹhā-yi mardom Vaẓīfah Z̤amīr Āwārah Dukhtar-i kuchī Shahzādah-ʼi Bast Sih ʻĀshiq Rūdābah va Zāl → page 79

Page 79

Afsānahʹhā-yi mardom Vaẓīfah Z̤amīr Āwārah Dukhtar-i kuchī Shahzādah-ʼi Bast Sih ʻĀshiq Rūdābah va Zāl · pages 1–105


Page image — the source of record

Scanned page 79 of Afsānahʹhā-yi mardom Vaẓīfah Z̤amīr Āwārah Dukhtar-i kuchī Shahzādah-ʼi Bast Sih ʻĀshiq Rūdābah va Zāl

Machine transcription

مومن وقتی به شهر شاه باج گیر رسید، نزد زرگری رفت و گفت نعل اسپ او را از طلای سرخ کند. زرگر متحیر بماند. دست بکار زد مومن تماشای مردمان و بازار آن سامان را میکرد چشم او بازاری بدان آراستگی و مردمی بدان انبوهی ندیده بود . ناگهان دید که هیاهوی مردم خاموش شد. همه کس در جای خود استاده ماند . از انتهای بازار شتری پدید گشت که هودجی بر آن بسته بودند و ناله زاری از آن بگوش میرسید. پرسید چه شد که همگان چنین شدند؟ این شتر مال کیست ؟ این ناله برای چیست ؟ این محمل به کجا میرود ؟ زرگر گفت : این جا اژدهائیست که هر روز يك دوشیزه برای او قربان می شود. اگر چنان نکنند شهر را فرو میبرد . امروز نوبت شاهدخت است زیرا او آخرین دوشیزه این شهر است. دیگران همه قربان شده اند . درین وقت شتر در جلو دکان زرگر رسید. فریاد شاهدخت بلند بود بود مومن شنید که میگوید: «ای جوانان غیرت کنید. پدرم مغل است. مرا به دهن اژدها میفرستد.» پیش از آنکه مومن چیزی بگوید ظریفی نعره زد: «ما حاضریم. ولی نامزدت در مجلس به بروت های خود مشغول است». میگویند این صدا طوری در شاهدخت مظلوم اثر کرد که دیگر کسی ناله او را نشنید، و مومن از شنیدن کلمه نامزد چون اژدها برخود پیچید و بی اختیار از جای برخاست. در عقب شتر مخفیانه براه افتاد . چون شتر به قربان گاه رسید مهاردار مهاز را رها کرد هراسید و باز گشت . شاهدخت فریاد کرد ولی دیگر صدای او بجائی نمیرسید. مومن که در نظر داشت مخفی باشد چون دید مهاردار به عقب نه می نگرد بسوی شتر رفت . (٦٨)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Afsānahʹhā-yi mardom Vaẓīfah Z̤amīr Āwārah Dukhtar-i kuchī Shahzādah-ʼi Bast Sih ʻĀshiq Rūdābah va Zāl, page 79. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1199/79 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1199/79
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record